شمس الدين محمد بن محمود آملي
494
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ايست كه اگر چوبى در آنجا بنهند بيك هفته ظاهر آنچوب سنگ شود و نام جزيره ديگر انكله ترو او را كوهيست كه معدن زر و نقره و آهن و مس و قلعى نيز در آنجا باشد و ميوهاى فراوان از هر جنس و از عجائب آنجا درختى است كه مرغ بار ميآورد و آنچنانست كه بوقت شكوفه انبانى از آندرخت بيرون ميآيد و مرغى در آنميان بوقت رسيدن ميوه آنمرغ آن انبانرا بمنقار سوراخ كند و بيرون آيد و آن را دو سال نگاهدارند به مقدار بطى بزرگ شود و گوشت اهل آنزمين بيشتر از آنمرغ باشد و در آن هر دو جزيره گوسفندان بسيار باشند كه از پشم آن صوف و سقرلات خوب ميبافند . بعد از آن ولايتى است بغايت بسيط و عريض پادشاه آنجا را ريدافرنس « 1 » خوانند و خراج انكلهتر به دو دهند ولايت الامانيه كه تختگاه قياصره است در جنب او است ورى دافرانس با دوازده پادشاه معتبر خراج بپادشاه المانيه دهند و در جنب الامانيه مملكتى ديگر هست كه آن را بوهميا خوانند و پادشاه آنجا سباقى ( كذا ) بود او را صد هزار سوار باشد و مطيع پادشاه الامانيه و متصل بدانولايتى است نام او بولونيا و بر آنجا كوههاى معادن بسيار است و در جنب بولونيا ولايتى است نام اوسويسيا آنجا جزيرهاى است كه كهرباى زرد و سفيد در آن خيزد و متصل بدانولايتى است و آنجا دو جزيره است نام يكى كواترمده ؟ و نام ديگرى نورويگه « 2 » پادشاهان آنجا را بنام آن جزاير باز خوانند و ايشان خراج بسباقى دهند . و گويند طول او ممتد است تا زير قطب شمالى چنان كه نقطه قطب شمالى به سمت الراس برسد و بر كوههاى ايشان پيوسته برف باشد و از افراط برودت جانوران آنجا همه سفيد باشند و شنقور ( وشق خ ) سفيد از آنجا آرند و آدميرا نيز در طفلى
--> ( 1 ) بلهجه قديم فرانسه رى بمعنى پادشاه است و رى دفرانس بمعنى پادشاه فرانسه است ( 2 ) ظاهرا مملكت نروژ است